سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
عاشقانه ها-تصاویر عاشقانه-جملات کوتاه عاشقانه-متن های عاشقانه
لوگوی وبلاگ
 

دسته بندی موضوعی یادداشتها
 
جملات کوتاه عاشقانه ، جملات عاشقانه ، اس ام اس عاشقانه ، اس ام عاشقانه ، Love SMS ، اس ام اس Love ، شعرهای عاشقانه ، شعرهای کوتاه عاشقانه ، متن های عاشقانه ، اس ام اس عرفانه و عاشقانه ، شعرهای عاشقانه - متن طنز - شعر طنز-شعرهای کوتاه عاشقانه ، متن های کوتاه عاشقانه ، شعر عاشقانه کوتاه ، شعرهای کوتاه عاشقانه-شعرهای عاشقانه کوتاه-شعرهای عاشقانه-متن های ، شعرهای عاشقانه-شعرهای کوتاه عاشقانه-متن های عاشقانه-متن های کوتا ، جملات کوتاه عاشقانه - جملات عاشقانه - جملات عاشقانه کوتاه - متن ، اس ام اس عارفانه و عاشقانه ، داستان های کوتاه عاشقانه-داستان های عاشقانه-جملات عاشقانه ، جملات کوتاه عاشقانه-متن های کوتاه عاشقانه-شعرهای کوتاه عاشقانه ، شعر طنز ، جملات کوتاه عاشقانه-جمله های کوتاه عاشقانه-جمله های عاشقانه کوتا ، شعرهای عاشقانه-متن های عاشقانه-متنهای عاشقانه-شعر عاشقانه-متن عا ، داستان های عاشقانه-داستان های طنز-داستانهای عاشقانه کوتاه ، شعرهای عاشقانه کوتاه ، متن عاشقانه ، متن کوتاه عاشقانه ، شعر عاشقانه ، شعر کوتاه عاشقانه ، جملا کوتاه عاشقانه ، اس ام اس ماه رمضان - sms ماه رمضان -اس ام اس های مناسبت ماه رمضا ،

آمار و اطلاعات

1 2 >

بوسه های خشکیده بر لب


 


 


نسیم چه سخت میگذرد در نبودنت

تمام وجودم خاطره خواهد شد به یادت

چه شیرین وتلخ میگذرد خاطراتت...

پروانه های احساسم


سبک بال ولی غمگین

در جستجوی خاطرات شیرینت

در پروازند...

من در اقیانوسی


کشتی شکسته خود می برم

به ساحلی...

دور و دور


که نمیدانم به آن خواهم رسید؟!!!

طوفان


امواج

تاریکی

چه سخت است لحظه های تنهایی

آرام کردن دل بیقراری

که مدام می خواندت

با تمام وجودش...

بوسه های خشکیده بر لب


در خزان دوریت

برگ...برگ زرد خواهند شد

و بر زمین تنهایم ریخته می شوند...

هنگام عبور سنگین خاطراتت


صدای خش...خش برگ های خشکیده

همه ناله از دوری توست

...




  
  

1


همیشه در قلبم بودی و هستی و خواهی بود
زمانی بود که قلبم در آرزوی داشتن تو بود
حالا به آرزویش رسیده است
قلبم تا ابد مال تو است


2



باران من ، روزی باریدی بر تن خسته من ، قلب من شد عاشق تو!
همیشه چشم به راهت مینشستم ، این شده بود کار هر روز من که حتی قبل از آمدنت در زیر باران بی قراری خیس میشدم


3




دلم گرفته تر از این نمیشود، چشمهایم خیستر از این نمیشود
تمام غمها و غصه ها در دل من جا گرفته ، میدانستم اشکهایم روزی تمام میشود





4


 


ادامه مطلب...


  
  

1-


جرعه ای از آب چشمه ی زلال دلت را نوشیدم
همانجا ، در کنار همان چشمه ی زلال
غرق شدم در احساسات یک عشق ماندگار


2



ببار ای باران ، ببار که غم از دلم رفتنی نیست،
اشکهای روی گونه ام دیدنی نیست.
ببار ای باران که این تنهایی تمام شدنی نیست،
آن لحظه های زیبا تکرار شدنی نیست.
ببار ای باران که شعر تلخ جدایی خواندنی نیست ،
غم تلخی که در سینه دارم فراموش شدنی نیست


3



ادامه مطلب...


  

دوستت دارم



در تمام روزهای عاشقی که گذشت ،
حتی یک لحظه از آن روزها نیز از یادم نرفت
با اینکه قلبم بارها شکست
اما دلم باز هم به پای تو نشست
به هیچکسی دل نبست
با خودش عهد بست ، که این عشق اول و آخر است ،
همین و بس!
روزهای شیرین زندگی ام با تو

آرامش ، این تنها چیزیست که خواسته ام از تو
صداقت ، این تنها کلامیست که انتظار دارم از تو
حرف از وفاداری نمیزنم ، در عشق بی وفایی معنا ندارد
تو همیشه وفادار بمان
و ببین که قلبم جز به عشق تو نفس کشیدن دیگر کاری ندارد
نه عزیزم دیگر هیچ راهی ندارد
اینکه قلبم عاشق تو است و دیگر هیچ سرپناهی جز تو ندارد
اگر روزی بی تو باشم ، میخواهم که دنیا نباشد
اگر قرار باشد زنده باشم ، نمیخواهم هیچکسی جز تو در قلبم باشد
تو چه کردی با دل من
این نیست حال و هوای گذشته های دور من
اینک حس میکنم تویی زندگی من
گرتو نباشی نیست نفسی برای زنده ماندن من
یک جمله باقی مانده که ناتمام نماند شعر من
خیلی دوستت دارم عشق من



 


  

به حال و هوای تو آمدم در دنیای عاشقی، در همان هوا ، حس کردم در حال خودم نیستم ، در برابر تو مات و مبهوت ایستاده ام



  دیر آمدی دیر. پاهای خسته ام سالهاست تنها و برهنه می روند


 


هرچه دلتنگی هست حرفهایی که گره در گره است تو بیا تا به همان بوسه اول برود


 


ادامه مطلب...


  

زنی هنگام بیرون آمدن از خانه، سه پیرمرد با ریش های بلند سفید را دید که جلوی در نشسته اند.
زن گفت: هر چه فکر می کنم شما را نمی شناسم؛ اما باید گرسنه باشید. لطفا” بیاید تو و چیزی بخورید.
آنها پرسیدند: آیا همسرت در خانه است؟
زن گفت: نه .
آنها گفتند: پس ما نمی توانیم بیاییم .


ادامه مطلب...


26/8/90::: 12:58 ص
نظر()
  
  


در آن روزها، حتی یک سلام به یکدیگر، دل دختر را گرم می کرد. او که ساختن ستاره های کاغذی را یاد گرفته بود هر روز روی کاغذ کوچکی یک جمله برای پسر می نوشت و کاغذ را به شکل ستاره ای زیبا تا می کرد و داخل یک بطری بزرگ می انداخت. دختر با دیدن پیکر برازنده پسر با خود می گفت پسری مثل او دختری با موهای بلند و چشمان درشت را دوست خواهد داشت.
دختر موهایی بسیار سیاه ولی کوتاه داشت و وقتی لبخند می زد، چشمانش به باریکی یک خط می شد.
در 19 سالگی دختر وارد یک دانشگاه متوسط شد و پسر با نمره ممتاز به دانشگاهی بزرگ در پایتخت راه یافت. یک شب، هنگامی که همه دختران خوابگاه برای دوست پسرهای خود نامه می نوشتند یا تلفنی با آنها حرف می زدند، دختر در سکوت به شماره ای که از مدت ها پیش حفظ کرده بود نگاه می کرد. آن شب برای نخستین بار دلتنگی را به معنای واقعی حس کرد.
روزها می گذشت و او زندگی رنگارنگ دانشگاهی را بدون توجه پشت سر می گذاشت. به یاد نداشت چند بار دست های دوستی را که به سویش دراز می شد، رد کرده بود. در این چهار سال تنها در پی آن بود که برای فوق لیسانس در دانشگاهی که پسر درس می خواند، پذیرفته شود. در تمام این مدت دختر یک بار هم موهایش را کوتاه نکرد

.




ادامه مطلب...


  
  

دنیای ما اندازه هم نیست
من عاشق بارون و گیتارم
من روزها تا ظهر می‌خوابم


 من هر شبُ تا صبح بیدارم


*************


    


 


دنیای ما اندازه هم نیست
من خیلی وقتا ساکتم، سردم
وقتی که میرم تو خودم شاید
پاییز سال بعد برگردم


  *************


 



دنیای ما اندازه هم نیست
می‌بوسمت اما نمی‌مونم
تو دائم از آینده می‌پرسی
من حال فردامم نمی‌دونم



 *************




 


تو فکر یه آغوش محکم باش
آغوش این دیوونه محکم نیست
صد بار گفتم باز یادت رفت
دنیای ما اندازه هم نیست


برای تشکر بر روی عکس زیر کلیک کنید.



  

در بیمارستانی، دو بیمار در یک اتاق بستری بودند. یکی از بیماران اجازه داشت که هر روز بعد از ظهر یک ساعت روی تختش که کنار تنها پنجره اتاق بود بنشیند ولی بیمار دیگر مجبور بود هیچ تکانی نخورد و همیشه پشت به هم اتاقیش روی تخت بخوابد.آنها ساعتها با هم صحبت میکردند؛ از همسر، خانواده، خانه، سربازی یا تعطیلاتشان با هم حرف میزدند و هر روز بعد از ظهر، بیماری که تختش کنار پنجره بود، مینشست و تمام چیزهائی که بیرون از پنجره میدید، برای هم اتاقیش توصیف میکرد.


 


ادامه مطلب...